در چادر یک توریست با مشاعره بزرگ و دوست كس كون كير پسر در عینک

هواداران جوان پشت چیزهای خود را دوست داشتند و برای پیاده روی به کوهها رفتند و در آنجا اردوگاهی برپا کردند و در اطراف محله قدم زدند و از طبیعت و خالص ترین رودخانه لذت بردند. در مقطعی ، هردو می فهمند که می خواهند محبت داشته باشند و به خیمه ای که کشیده اند ، می روند تا شب را بخوابند. در چادر ، مادیان لاغر سینه بند و سینه های آبدار را از آنجا می گیرند که در یک لحظه nerd ما کلاه می گیرد و به دوست دخترش می خورد. به زبان ختم نمی شود ، فکر نکنید که پسر موقعیت خود را می داند ، بنابراین به زودی پس از این زبان او را به سوراخ گرم الهه خزید و زبان او را بوسید در حالی که او از نزدیک با استفاده از تلفن نزدیک خود را از روی تلفن گرفت. كس كون كير