خودم همسایه بورکا را اجاره کردم عكس كير و كون

من از ورودی بعدی به این پسر یتیم نگاه کردم و تصمیم گرفتم از آن استفاده کنم. او یک گربه زیبا را به او هدیه داد ، با لبخندی موافقت کرد و به خانه ای رسید که به زودی جای خود را عكس كير و كون پیدا کرد و با زحمت زیادی با زبان بازیگوش کار کرد. من همه چیز را خودم به خاطر بسپارم و حالا او برای یک سال به یک سفر شغلی رفت ، کسی لیس نزد و چنین مرد مطیعی وجود داشت.