من با یک همسایه خوابیدم که به طور اتفاقی با هم برخورد کرد کیرکوس خارجی

سبزه ای که هنگام شنیدن زنگ زدگی در بوته گوشه گوشش در کنار استخر آفتاب گرفته بود. او با سرعت صاعقه یك اسلحه را كشید و خواست كه غریبه ظاهر شود. این مرد از جنگلها در حصار بیرون رفت و به سرعت شروع به توضیح كرد كه در نزدیكی زندگی می كند و فقط برای بازدید به آنجا رفته است. به عنوان عذرخواهی ، او آماده بود تا وقتی که او زیبایی را برانگیخت ، ماساژ باسن را به دختر بدهد و به دنبال آن لعنتی در بیرون از خانه انجام شود. اما او تصمیم گرفت كه همسایه کیرکوس خارجی خود را به خانه بكشد ، زیرا بازی عشقشان در فضایی آرام ادامه داشت.