در یک کلبه ما یک زن را با یک دوست مسموم كير كون می کنیم

او همسر خود را سیراب کرد تا اینکه دو نفر از ما كير كون تسلیم شدند. به طور خلاصه ، او احتمالاً در آرزو بود كه خودش سه گانه-MZHM را بدست آورد ، اما از ترس اعتراف كرد. خلاصه اینکه ، همه دوست دارند رابطه جنسی داشته باشند. سرخوشی دیوانه بود ، اما روز بعد او ترسید که به چشمان من نگاه کند.